خرید بک لینک
برو ساقی که مستان هم عصا از کور میدزدند نمانده حرمت باده،شراب از حور میدزدند شرافت نزد این مردم شده بازیچه الفاظ خدا در چشمشان پنهان،کفن از گور میدزدند سلامت میکنند و جام بر جامت میزنند هیهات اگر فرصت کنند اینان،تنپوش از عور میدزدند سگان را دیدهام بسیار که دارند حرمت نانی ولی بعضی ز سگ کمتر،نان با تنور میدزدند به صحرا گر کنم منزل،وحوشم همنشین باشد بسا که نامردان،چراغ از خانه بینور میدزدند نصیحت میکنم جانا که ترک دوستی باید وگرنه با کمی غفلت،غرورت بی

برچسب: نویسنده: آوا پورحسین تاريخ: سه شنبه 29 آذر 1401 ساعت: 11:42

صفحه بندی