گوش به سوز آواز شهریار بستم از نغمه حافظ و سعدیا مستم با نظم حروف نو از نیما و سهراب تا قلم افکار پروین در دستم هم رقص و سماع با فردوسی با شعر تلخ هالو چشم شستم از دوبیتیهای آن طاهر عریان گویی راه سلوک در بیابان جستم صد شعر و قافیه در ایام خواندم عاشق آن لفظ پنهان خیام هستم از نظامی و عطار تا سیمین و ثالث چون سوزنی در انبار کاه هستم در محضر هاتف و صاعب و فروغ و زاکانی مثل یک رعیت ساده در پیش شاه هستم خرده بر من مگیر ای صاحب شعور من به همین دو خط شکسته
برچسب:
نویسنده: آوا پورحسین
تاريخ: سه
شنبه
29 آذر
1401 ساعت: 11:42