کوی من سوی تو، سوی من روی تو روی تو و چشم من، زخمی آن کمان ابروی تو زلف تو، نعم من، نعم من، موی تو موی تو و سهم من. در شعف از لرزش گیسوی تو یاد تو، فکر من، نام تو، ذکر من. غرق در یاد تو و نام تو نسیم شد مَرکبِ آن دَم خوشبوی تو. فصل من، عید تو، عید تو، عیش من، عیش من و جام من، تشنه به آن می ناب از سبوی تو پیری من، شباب تو سلام من، جواب تو جواب تو و سلام من منتظر کلامی از لعبت آن گلوی تو.... ....ساعدی مرغملکی....
برچسب:
نویسنده: آوا پورحسین
تاريخ: سه
شنبه
29 آذر
1401 ساعت: 11:42